قایق دراگون در جاده ابریشم


+ استعدادیابی

تعیین شاخصهای استعداد یابی 


«برای
اینکه یک ورزشکار المپیکی شوید، والدین خود را درست انتخاب نمائید»
«پراُلاف آستراند»

مقدمه:
در چند دهه گذشته اهمیت علم ورزش بسرعت در همه حوزه‌های ورزشی به ویژه در ورزش‌های مسابقه‌ای ورقابتی افزایش یافته است. رسیدن به عملکرد عالی و دستیابی به رکوردهای برتر، بدون آشنایی و ارتباط با آخرین دستاوردهای علمی، نامیسر بوده و تحقق آن به تداوم همکاری با پژوهشگران نیاز دارد. (چاپا ایشتوانوفی1382)، عوامل متعددی برای موفقیت در ورزش مدرن وجود دارد که یکی از این عوامل شناسایی استعداد ذاتی است، شناسایی و رشد استعدادهای ورزشی به همان اندازه‌ای که چالش‌برانگیز است، غیرممکن نیست.( جیم براون1385).
به طور کلی می‌توان استعداد افراد را برحسب ویژگی‌های ذاتی وعملکردشان دررشتة ورزشی خاصی تشخیص داد وبه گزینش آنها اقدام ورزید(نوبخت 1385). استعدادیابی از نظر تامسون و بویس (1985) فرآیندیست که به وسیلة آن کودکان تشویق می‌شوند تا در ورزش‌هایی شرکت نمایند که براساس نتایج آزمون‌های منتخب آن ورزش، احتمال موفقیت آنها داده می‌شود. (سهرابی 1385).


برنامه‌های نظام مند استعدادیابی از دهه 1960 شروع شده است و کشورهای بلوک شرق مانند آلمان شرقی سابق، اتحاد جماهیر شوروی سابق، بلغارستان و رومانی از کشورهایی بوده‌اند که برنامه‌های استعدادیابی را با جدیت دنبال کرده‌اند، به عنوان مثال 80%‌ از ورزشکاران مدال‌آور بلغاری از طریق روش نظام مند برنامه‌های استعدادیابی انتخاب شده بودند(برگس ،2001). نتایج طرح استعدادیابی به شکل کاملاً آشکاری، در موفقیت ورزشکاران نخبه کشورهای مختلف بروز کرده
است. به عنوان نمونه، بیشتر مدال‌آوران رومانیایی و آلمان شرقی در المپیک‌های 1972، 1976 و 1980 محصول طرح استعدادیابی ورزشی بوده‌اند(ولستن کرافت 2002).

مدلهای استعدادیابی:
در سال 1975 بارور مدلی را با استفاده از رویکرد 5 مرحله‌ای، برای استعدادیابی ورزشی، به شرح زیر ارائه نمود(گرون،1987).
1- ارزیابی کودکان با توجه به یکسری متغیرهای مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی، روانی و عملکردی
2- سنجش نتایج بدست آمده با استفاده از شاخص رشد جهت ارزیابی سن بیولوژیکی
3- استفاده از یک برنامه تمرینی جهت ارزیابی پاسخ به تمرین (سازگاری با تمرین)
4- ارزیابی تاریخچه خانوادگی (قد افراد خانواده، فعالیت‌های ورزشی و...)
5- استفاده از مدل‌های آنالیز رگرسیون جهت پیشگویی.
این مدل علیرغم ساختار ظاهری مناسب طی مدت کوتاهی مورد استفاده قرار گرفت و در سال 1976 گیمبل پیشنهاد کرد که استعدادیابی باید از سه چشم‌انداز تجزیه و تحلیل شود.


(مونت پتیت و همکاران ،1982):

1- متغیرهای مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی
2- تمرین پذیری
3- انگیزش
او بیان داشت که استعداد به دو بخش درونی و بیرونی تقسیم می‌شود، بخش اول مربوط به ژنتیک و بخش دوم مربوط به محیط می‌باشد. همچنین متغیرهای روانی عامل مهمی هستند که نتایج را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند. البته مدل تکامل‌یافتة دیگری نیز توسط گیمبل در سال 1982 ارائه گردید، که در آن از اطلاعات مورفولوژیکی ورزشکاران نخبه استفاده می‌شد(نوبخت ،1385)
توماس بومپا بیان داشت، وراثت ورزشکاران در استعدادیابی مهم است زیرا فاکتورهای وراثتی (قد، طول اندام‌ها، سرعت، هماهنگی) تحت‌تأثیر محیط یا تمرین قرار نمی‌گیرند و اگر ورزشکاری در فاکتورهای وراثتی دارای محدودیت برای رشته‌ای خاص باشد، اقدام برای افزایش سطح عملکرد او بیهوده است(بومپا 1985) اما همة ویژگی‌هایی که جنبة ارثی دارند، بطور بالقوه دارای این قابلیت نیز هستند که تحت تأثیرات تمرینی و تربیتی توسعه یابند(چاپا ایشتوانی، 1382).
هار محقق آلمانی(1982) ، الگوی استعدادیابی ورزشی خود را بر این پایه بنا نهاد که استعدادها فقط در شرایط واقعی مسابقه می‌توانند شناسایی شوند. به عقیده هار اولین گام در استعدادیابی وارد کردن تعداد زیادی نوجوان در برنامه‌های تمرینی است. تمرینات ورزشی فرآیند رشد را در نوجوانان جهت می‌دهد و بروز خلاقیت‌ها و استعدادهای آنها را مقدور می‌سازد. به عقیده هار، علاوه بر محیط تمرین شرایط بیرونی اجتماعی نیز می‌تواند براستعدادیابی و پرورش آن اثر بگذارد. در حقیقت، استعداد ورزشی همانگونه که بلوم فیلد (1995) اشاره کرده است، باید توسط والدین و دوستان، تشویق گردد و پرورش داده شود. برپایه این دو زمینه اصلی هار قوانین و اصول زیر را برای استعدادیابی ورزشی پیشنهاد کرده است(امیر تاش،1382).

 
قانون اول که در دو مرحله انجام می‌شود:
1- مرحله عمومی: افرادی که دارای استعدادهای عمومی ورزشی هستند، شناسایی می‌شوند.
2- مرحله تخصصی‌تر: افراد برپایه مهارت‌های مربوط به دسته معینی از ورزش‌ها طبقه‌بندی می‌شوند که براساس اندازه‌گیری‌های عینی توانایی‌های جسمانی و ظرفیت‌های بالقوه افراد در پاسخ به برنامه‌های تمرینی صورت می‌گیرد.


قانون دوم :

استعدادیابی باید براساس متغیرهای بسیار موثر در عملکردهای بالای ورزشی انجام شود. و رابطه محکمی با وراثت داشته باشد.


قانون سوم :

ویژگی‌ها و توانایی‌های هر فرد باید به نسبت رشد بیولوژیکی او ارزشیابی شود.


قانون چهارم :

استعدادیابی نباید تنها براساس ویژگی‌های جسمانی صورت بگیرد، زیرا برخی از ویژگی‌های روانشناختی و جامعه‌شناختی می‌توانند در موفقیت قهرمان موثر باشند.
به عقیده هار، عوامل دیگری از قبیل نگرش فرد نسبت به ورزش در مدرسه، شرکت در فعالیت‌های فوق‌برنامه، شخصیت او به عنوان یک جوان اجتماعی، در توفیق بالای ورزشی تأثیر گذار است. الگوی استعدادیابی هار (1982) را می‌توان یکی از کامل‌ترین انواع دانست که تاکنون در ادبیات آورده شده است. نکات زیادی از سایر الگوهای استعدادیابی در آن وجود دارد که به عنوان نمونه می‌توان به تأیید استعدادهای شناسایی شده در برنامه‌های تمرینی و تأکید بر مجموعه متنوعی از متغیرها در این فرآیند اشاره کرد.


انتقاد مهم بر این الگو این است که بر عوامل بسیار موثر در پیشگویی استعدادهای ورزشی، برای رسیدن به اوج عملکرد تأکید می‌کند ولی روشن نمی‌کند که چگونه می‌توان به آنها دست یافت. در هر حال، هار این متغیرهای موثر را به عوامل ارثی ربط می‌دهد و معتقد است که پیشگویی هنگامی معتبر است که بر پایه متغیرهایی صورت پذیرد که تحت‌تأثیر شرایط محیطی قرار نمی‌گیرند. در این موردنیز این انتقاد وارد است که عوامل تعیین کننده برای رسیدن به اوج قهرمانی به همان میزان که به مبحث توارث مربوط هستند، تحت‌تأثیر عوامل محیطی نیز می‌باشند.


مزایای طرحهای استعداد یابی:
بومپا، فهرستی از مزایای استفاده از شیوه‌های علمی برای شناسایی استعداد ارائه داد. با اینکه هدف این فهرست، عمدتاً ورزش است، اما تمامی پنج مورد در موسیقی، رقص، هنر و تحصیلات کاربرد دارند.
1- از طریق انتخاب افرادی که در ورزش با استعداد هستند، بطور چشمگیری، زمان مورد نیاز برای رسیدن به عملکر عالی، کاهش می‌یابد.
2- حجم قابل ملاحظه‌ای از انرژی، کار و استعداد را از جانب مربی رفع می‌کند، با آموزش به ورزشکارانی که توانایی‌های برتر دارند، اثربخشی تعلیم مربی بالا می‌رود.
3- رقابت و شمار ورزشکارانی را که هدفشان سطوح بالای عملکرد و رسیدن به آن است، افزایش می‌دهد. نتیجة این امر تیم ملی قویتر و همانندتر با قابلیت عملکرد بین‌المللی بهتر است.
4- اعتماد به نفس ورزشکار را افزایش می دهد، زیرا پویایی‌ عملکرد فرد نسبت به سایر ورزشکاران هم‌سنی که روش انتخاب را تجربه نکرده‌اند، برجسته‌تر است.
5- به طورغیرمستقیم آموزش علمی- کاربردی را تسهیل می‌کند، زیرا محققین ورزشی که در شناسایی استعداد مساعدت دارند، برای ادامة زیر نظرگرفتن آموزش ورزشکاران برانگیخته می‌شوند.


 

نویسنده : دریا ; ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸٩/٢/۱۱
    پيام هاي ديگران()   لینک



سيستم افزايش آمار ميهن لينك